نگاهی به شاخص ترین فیلم‌های سال جهان؛ به نام آنارشیزم به کام سرمایه‌داری

جوکر فیلمی است برای چند لحظه تنفس مصنوعی جامعه‌ای که در آن سرمایه‌داری خشن، جان مردم را به لب رسانده، جامعه‌‌ی به بن‌بست رسیده‌ای که راهی جز دیوانگی و عصیان علیه خود ندارد.

گروه فرهنگی-رجانیوز: ربات شیطانی و فوق پیشرفته‌ی فیلم «ترمیناتور۲»، این توانایی را داشت که با لمس انسان‌ها عینا به شکل آن‌ها درآید. این ربات در پایان فیلم و واپسین لحظات زندگی‌اش‌، چهره‌ی تک‌تک افرادی را که قبلا به شکل آن‌ها درآمده بود، به خود می‌گیرد تا این که در نهایت در کوره ذوب شده و از بین می‌رود.
به گزارش رجانیوز، ماجرای تمدن غرب، ماجرای همین ربات است؛ تمدنی که در هر دوره‌ای در جلد یک ایدئولوژی خاص ادامه‌ی حیات داده و به رغم پوشش‌های به ظاهر متفاوت، روح شیطانی‌اش را حفظ کرده است. اما آن‌چه که امروز به چشم می‌آید، افول و شروع یک پایان برای این تمدن است.
وضعیت امروز اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و … جهان نشان می‌دهد که غرب در کوره‌ی تعارض‌ها و تضادهای درونی‌اش در حال سوختن است. این تمدن برای زنده ماندن ، چنگ به همه‌ی کالبدهایی می‌زند که روزی در آن‌ها حیات داشته است. نئولیبرالیسم به عنوان آخرین ایدئولوژی سرمایه‌داری به بن‌بست رسیده و این سئوال پیش از همه، خود غربی‌ها را به فکر فرو برده است که «جایگزین سرمایه‌داری چیست؟» جوابی وجود ندارد و تنها تقلای ایدئولوژی‌های به تاریخ پیوسته‌ی تمدن غرب به چشم می‌آید که به دنبال احیای دوباره، مذبوحانه تلاش می‌کنند.
خودآگاه یا ناخودآگاه، سینمای این تمدن هم مانند خودش فکر و عمل می‌کند. کافی است به دو تا از مهم‌ترین فیلم‌های روز توجه کنیم: «جوکر» به کارگردانی تاد فیلیپس که رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما را زده و فیلم «انگل» به کارگردانی بونگ‌ جون هو کارگردان کره‌ای، که برنده‌ی جایزه‌ بهترین فیلم سال و نخل طلا از فستیوال فیلم کن شد.
هر دوی این فیلم‌ها «آنارشیزم» و ناامنی را به عنوان جایگزین سرمایه‌داری معرفی می‌کنند؛ جوکر فیلمی است برای چند لحظه تنفس مصنوعی جامعه‌ای که در آن سرمایه‌داری خشن، جان مردم را به لب رسانده، جامعه‌‌ی به بن‌بست رسیده‌ای که راهی جز دیوانگی و عصیان علیه خود ندارد.
نقش اول جوکر مردی است که همیشه آرزوی تبدیل شدن به یک استندآپ کمدین مشهور را داشته، اما دلقکی است که شغل و وضعیت رقت‌انگیزی دارد و توسط اطرافیانش تحقیر می‌شود. جوکر استعاره‌ای است از رویای به کابوس تبدیل شده‌ی آمریکایی. در آخر جوکر دست به انتحار می‌زند و پس از چند قتل، نهایتا در جریان یک برنامه‌ی زنده، مشهورترین استندآپ کمدین آمریکا را می‌کشد و پس از آن، همه‌ی مردم معترض به پیروی از او به خیابان می‌ریزنند و دست به قتل و غارت می‌زنند.
فیلم انگل هم شرایط مشابهی دارد و نسخه‌ی آنارشیسم را برای جهان پس از سرمایه‌داری می‌پیچد؛ انگل حتی پایش را فراتر می‌گذارد و عاقبت عصیان علیه سرمایه‌داری را تراژیک ترسیم می‌کند و خانواده‌ی فقیر عصیان‌گر را تا گردن غرق در فاضلاب خانه‌شان به تصویر می‌کشد. فیلم روایت زندگی خانواده‌ی فقیر چهار نفره‌ای است که به مرور موفق می‌شوند با عناوین جعلی خدمتکار، معلم و راننده، در خانه‌ی یک خانواده‌ی ثروتمند مشغول به کار شوند.
در انتهای این فیلم هم پدر خانواده‌ی فقیر، بی هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای پدر خانواده‌ی ثروتمند را به قتل می‌رساند و فیلم با رویاپردازی پسر خانواده برای رسیدن «درست» و قانونی به ثروت خانواده‌ای که برایشان کار می‌کرد، به پایان می‌رسد. این فیلم در عین حال که ادعای دلسوزی حاشیه‌نشینان را دارد و شعارش این است که در خانه‌های مجلل سرمایه‌داران، زیرزمین‌هایی وجود دارد که فقرای فراموش‌ شده در آن‌ها زندگی می‌کنند، با روایت تراژیک زندگی خانواده‌ی فقیر، عملا ضد انقلاب است و عصیان آنارشیستی خود را هم پس می‌گیرد و هرگونه تلاش علیه وضع موجود را بی نتیجه می‌داند.
آنارشیزم یکی از کالبدهای تاریخی سرمایه‌داری بوده و نمودی است از ناتوانی ذاتی تفکر مدرن در سازماندهی رابطه‌ای متوازن بین فرد و جامعه. ضد سرمایه‌داری تعبیر کردن آنارشیزم تجویزی این روزهای جهان، ساده‌انگارانه است؛ جوکر و انگل بیش و پیش از نقد سرمایه‌داری، در خدمت آن هستند و نمودهایی از آخرین تلاش‌های سرمایه‌داری‌ای که ناامید از آینده، به گذشته چنگ می‌زند؛ اما دریغ که هیچ‌گاه تاریخ به عقب باز نخواهد گشت و آینده از آن مستضعفین خواهد بود.
0

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *